آیا نوآوری نابرابری درآمد را تشدید می‌کند؟

محققان نگران فقر مدرن به‌عنوان چالش اقتصادهای توسعه‌یافته هستند

مطالعه تازه‌‌ای نشان می‌دهد نوآوری در گسترش نابرابری درآمدی تأثیرگذار است و از طریق جهانی شدن و کانال‌های توسعه مالی، این نابرابری را شدت می‌بخشد.

این تحقیق به بررسی تأثیر نوآوری بر نابرابری درآمد در کشورهای توسعه‌یافته از 1990 تا 2015 پرداخته است. در خلاصه این مقاله عنوان شده که نابرابری درآمد، منبعی برای بی‌ثباتی اجتماعی و حتی درگیری‌های مسلحانه است که می‌تواند تأثیر مستقیمی بر توسعه اقتصادی داشته باشد. این تحقیق نقش نوآوی را در نابرابری درآمدی 23 کشور توسعه‌یافته مورد بررسی قرار می‌دهد.

در این تحقیق از سه شاخص نابرابری درآمد، یعنی استاندارد جهانی نابرابری درآمد، شاخص‌های نابرابری دانشگاه تگزاس و برآورد نابرابری درآمد خانوارها استفاده شده است. شاخص‌های نوآوری هم همان درخواست‌های ثبت اختراع لحاظ شده است. نتایج نشان می‌دهد که نوآوری، نابرابری درآمدها را بیشتر می‌کند. درآمد تابع سطح جهانی شدن و توسعه مالی یک کشور است و تعامل میان نوآوری با این دو متغیر تأثیرات مستقیمی بر نابرابری درآمدی خواهد داشت.

در نتایج این تحقیق این نکته هم مورد تأکید قرار گرفته که جهانی شدن و توسعه مالی، نابرابری درآمد را بیشتر می‌کند. این تحقیق از سوی سیونگ هوک و دیگران صورت گرفته است. اما این تنها تحقیق صورت‌گرفته در این مورد نیست. در سال 2017 نیز تحقیق دیگری از سوی جولیا وودارچیک با همین مضمون انجام شده که نتایج تقریبا مشابهی را نشان می‌دهد. در این تحقیق عنوان شده کشورهایی که جی‌دی‌پی بالاتری دارند، امکان گسترش نابرابری در آن‌ها بیشتر است.

این تحقیق هم تأکید می‌کند ورود و گسترش فناوری‌های جدید به رشد بهره‌وری و دستمزد کارگران منجر می‌شود و همین مسئله عاملی کلیدی برای نابرابری‌های درآمدی است. حتی گسترش نابرابری‌ها می‌تواند ناشی از اجرای فناوری‌های تازه باشد؛ فناوری‌هایی که تنها با نیروهای ماهر قابل انجام است که در بخش‌های جدید مشغول به کار شده‌اند. دستمزد این کارگران طبیعتا بالاتر است و همین مسئله باز هم شکاف درآمدی را تشدید می‌کند.

در این تحقیق آمده است، افزایش هزینه‌های ناخالص داخلی برای تحقیق و توسعه باعث افزایش نابرابری‌ها می‌شود. هر چند ثبت تعداد بیشتری از درخواست‌های ثبت اختراع، نقطه مقابل این مسئله است. طبق یافته‌های این تحقیق، محرک‌های اصلی نابرابری درآمد، تورم و کل دارایی‌های مالی است. البته یافته‌های این تحقیق قدری محافظه‌کارانه عنوان کرده که رابطه ثابت و اثبات‌شده‌ای میان رشد نوآوری و نابرابری درآمد وجود ندارد.

اگر بخواهیم در تکمیل این دو تحقیق به مقاله دیگری در همین راستا اشاره کنیم، به مقاله «بررسی مقایسه‌ای تأثیر نوآوری بر نابرابری درآمد کشورهای اوپک و کشورهای منتخب توسعه‌یافته» می‌رسیم که از سوی شاه‌آبادی و ساری‌گل صورت گرفته است. در این تحقیق عنوان شده است که کاهش نابرابری درآمد جزء اهداف عمده راهبرد توسعه اقتصادی و اجتماعی و حتی از وظايف مهم دولت‌هاست.

به همین خاطر است که توجه به نابرابری درآمد و تجزيه و تحليل آثار توزيعی سياست‌های اعمال‌شده بر آن، برای افزايش رشد اقتصادی از اهميت ويژه‌ای برخوردار شده است. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که وضعيت کشورهای اوپک در مقايسه با کشورهای OECD (سازمان همکاری اقتصادی و توسعه) در شاخص‌های جينی و نوآوری ضعيف و نامطلوب است که اين امر ناشی از فقدان هماهنگی سياست‌های کلان اقتصادی با سياست‌های علمی و پژوهشی است.

نکته دیگر تأکیدشده در نتایج این تحقیق این است که اکثر کشورهايی که در حمايت از فعاليت‌های نوآورانه موفق‌تر عمل کرده‌اند، داراي توزيع درآمد بهتری هستند. بنابراين کشورهای مورد مطالعه باید در مسير حرکت از اقتصاد منابع و سرمايه‌محور به سوی اقتصاد دانش‌محور، از فعاليت‌های نوآورانه و کاهش نابرابری درآمد حمایت کنند. در عین حال، جهت‌گيری سياست‌های کلان اقتصادی آنان باید هماهنگ با سياست‌های پژوهشی و آموزشی باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.