بزرگان در عصر پسااستارتاپ

شرکت‌های بزرگ ایرانی چطور باید تحول دیجیتال را در سازمان و فرهنگ خود جاری کنند؟

یکی از اهداف ما در کارنگ در ۵۵ هفته‌ای که آن را منتشر کرده‌ایم، جاانداختن این گزاره مهم است که شرکت‌ها با هر درجه‌ای از بزرگی و موفقیت نیازمند تغییرات و جلو آمدن با روح زمانه خود هستند؛ زمانه‌ای که سیالیت و میزان دگرگونی آن تحت تأثیر روندهای جهانی و فناوری‌هایی که مدام توسعه پیدا می‌کنند، بسیار بالاست.

در روزگاری به سر می‌بریم که فناوری‌های پایه‌ای چون اینترنت که دیگر به زیرساخت تبدیل شده‌اند، در کنار فناوری‌های جدیدتر که مدام سبک زندگی و رفتار کاربران را تغییر می‌دهند، دست به دست هم داده‌اند تا بازارها و صنایع فرمول‌های سنتی خود را ناکارآمد ببینند.

شرکت‌های بزرگ بین‌المللی تحت تأثیر همین فضای سیال مدام در اندیشه و در کار بازنگری استراتژی‌ها و راهبردهای سازمانی خود، محصولات، خدمات و مسیرهای جدید را جست‌وجو می‌کنند. از جمله رفتن شرکت‌های کاملاً سنتی به سوی مفهومی چون تحول دیجیتال که در سال‌های اخیر به یک انتخاب ناگزیر برای بسیاری از آنها تبدیل شده است.

برندها و شرکت‌های بزرگ و موفق ایرانی در حوزه‌های مختلف از جمله صنایع غذایی، حمل‌و‌نقل، خرده‌فروشی، سلامت و… هم در دو، سه سال اخیر و تحت تأثیر موفقیت کسب‌وکارهای آنلاین داخلی اهمیت این راهبرد را درک کرده‌اند. اقتصاد نوآوری ایران هم با ورود این شرکت‌ها به حوزه تحول دیجیتال و تعریف خدمات و محصولات جدید توسط آنها بزرگ‌تر شده است.

هرچند آمار دقیقی از سهم این اقتصاد هنوز در کلیت نظام اقتصادی کشور وجود ندارد، اما می‌توان گفت در آستانه عصر پسااستارتاپ و ورود به اقتصاد نوآوری، آن ‌هم با رهبری شرکت‌های قدیمی اما بزرگ قرار گرفته‌ایم؛ شرکت‌هایی که هم از دانش و قدمت برخوردارند و هم از سرمایه و منابع انسانی مورد نیاز برای ورود به چنین عصری.

البته هنوز بسیاری از نام‌ها و برندهای بزرگ اقتصاد ایران در هزارتوی مطالعه و پژوهش متوقف شده‌اند و تا ورود به این بازی جدید راه زیادی در پیش دارند. و بماند که برخی از برندهایی که به این فضا ورود کرده‌اند، به‌اشتباه تلاش‌های خود را با سبک و سیاق استارتاپ‌های کوچک انجام می‌دهند که این خطایی است استراتژیک.

شرکت‌های موفق داخلی که از یک جامعه مشتریان قابل توجه و از یک سبد محصولات و خدمات متنوع برخوردارند، باید این اصل مهم در تحول دیجیتال را درک کنند که ورود به این زمانه جدید لزوماً نیازمند طی‌کردن مسیر شرکت‌های کوچک بر پایه اصل عدم قطعیت نیست. وقت آن رسیده بزرگان صنعت و کسب‌وکار در ایران، نوآوری را به جامعه بیاورند، نه اینکه آن را به شکلی باسمه‌ای در ساختارها یا در بخش‌هایی از سازمان خود به نمایش بگذارند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.