بیخودی از رمزارزها نمی‌ترسیدم

این پول‌های روی هوا و توی سیم‌های برق و هر چیز دیگری که شما بهتر آن را بلدید، چشم دیدن همین یک وجب و ‌نیم‌ستون ما را نداشتند

۱

تصدق‌تان بشوم، من هی می‌گویم از این رمزارزها می‌ترسم. هی می‌گویم بیخود اسم رمز روی این‌ها نگذاشته‌اند. هی می‌گویم این پول‌ها معلوم نیست ننه‌بابایشان کیست و مال کدام خانواده‌اند… خلاصه هی هر چه می‌گویم، شما می‌فرمایید: نه آقا این‌طوری‌ها هم نیست.

۲

بفرمایید. حالا خوب‌تان شد؟ این پول‌های روی هوا و توی سیم‌های برق و هر چیز دیگری که شما بهتر آن را بلدید، چشم دیدن همین یک وجب و ‌نیم‌ستون ما را نداشتند. البته ما که از همان اول افقی شده بودیم و توی صفحه درازمان کرده بودند، اما حالا دیگر رسماً گذاشته‌اندمان دم در. برای چه؟ برای دل رمزارز جون‌شان.

۳

ببینید کی گفتم. حالا که پول‌های برق‌آورده با یک حمله گازانبری نصف مجله را گرفتند، روزی را می‌بینم که همه صفحات از توسعه و سلامت و مصاحبه و خبر و کارآفرینان و… از در و پنجره مجله آویزان باشند و کل صفحات به تسخیر این معلوم‌الحال‌های مجهول‌الهویه دربیاید.

۴

گفتم «پول‌برق‌آورده» یادم افتاد که اتفاقاً این پول‌ها باعث می‌شدند که برق‌ها برود. حالا هم لابد باعث می‌شوند که مازوت‌ها بسوزند و دودها بیایند. پس با این حساب به‌شان پول‌های دودآورده بگوییم بهتر است. البته توجه داشته باشید که روزگار تغییر چندانی نمی‌کند و فقط مظاهر بیرونی عوض می‌شوند.

در هنوز هم به همان پاشنه سابق می‌چرخد. زمانی پایین‌شهری‌ها موقع زمستان آهی بخاردار از ته دل می‌کشیدند و به هم می‌گفتند: «آه‌ برفش برای بالاشهری‌هاست، سوزش برای ما.» امروز هم ما از این پایین برج دنیای جدید آه بی‌بخار می‌کشیم و می‌گوییم: «آه رمزش برای پولدارهاست، دودش برای ما.»

۵

عاقبت کسی که با رمزارز دربیفتد، از آخرت یزید هم بدتر است.

نه‌تنها ستونش را از او می‌گیرند، بلکه خیلی حرف بزند همان ستون را به همان صورت افقی و از پهنا می‌کنند توی آستین‌شان تا روی صفحه مصلوب بمانند. نگویید که نگفتیم.

پس بهتر است خیلی شیک و مجلسی و بدون درد و خون‌ریزی از زحمات دوستان «ملکه زنبورهاساز» تشکر ویژه دوآتیشه کنیم و از آن‌ها خواهش کنیم حالا که برای حل مشکل مازوت‌سوزی حاضر به خاموش کردن دستگاه‌شان نیستند، با همکاری دستگاه‌های مربوطه از انرژی بدنی شهروندان استفاده بهینه‌تری شود.

می‌شود با تعبیه تعدادی دستگاه برق‌ساز پدال‌دار، به صورت نوبتی به کارشان گرفت. این‌طوری مشکل چاقی مردم هم حل می‌شود، حتی احتمال دارد بعدها مردم خوش‌شان بیابد و بشود به آن‌ها بلیت هم فروخت.

۶

به هر حال من یکی که دلم برای‌تان خیلی تنگ شده بود. از اخبار هم اگر بپرسید، باید خدمت‌تان بگویم که هیچ خبری نیست. همه‌جا امن و امان است. وزیر محترم ارتباطات هم در مورد طرح صیانت صحبتی نکرده چون دیگر طرح صیانتی وجود ندارد. (لطفاً الکی ذوق مرگ نشوید، طرح لغو نشده بلکه دوستان خورده‌اند به پست چندتا پیشنهاد خلاقانه‌تر در مورد چگونگی صیانت از ما، دارند آن پیشنهادها را لحاظ می‌کنند.)

۷

یکی پرسید از بیچاره‌ای دوش
که حق تو عزیزم این زمان کوش؟
به او گفتا صیانت‌ چون نکردند
به یک شب خورد کل خانه را موش

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.