تشکل‌های صنفی یا محفل‌های کسب‌وکاری؟

اکوسیستم نوآوری نیاز دارد هم در مفهوم تشکل و هم در انتخاب‌هایش در این حوزه بازنگری

این روزها که صحبت از انتخابات نهادهای صنفی داغ شده و لیست‌ها و آدم‌ها و چهره‌ها برای حضور در این تشکل‌ها به تب و تاب افتاده‌اند، خبرهایی از اعمال قدرت یا حتی فراتر از آن اعمال زور از سوی برخی از این نهادها به گوش می‌رسد که هم نگران‌‌‌کننده‌اند و هم می‌توانند کمک‌کننده باشند برای ادامه راه این نهادها.

خبر پلمب کردن‌ها، اخطارها و تهدیدها و فیلتر کردن سایت‌ها آن‌هم به بهانه رعایت نکردن مقررات صنفی و دستورالعمل‌های این تشکل‌ها، باز شدن یک رویه خطرناک است که هم مسیر آن و هم مقصدش برای همه ذی‌نفعان اکوسیستم نوآوری و اقتصاد مبتنی بر فناوری کشور آسیب‌زا خواهد بود.

تشکل‌ها برای تسهیل یک فضا و ترغیب به همکاری و شبکه‌ای کردن فضای کسب‌وکارها خلق شده‌اند، نه تهدید و تحدید! کسب‌وکارها اگر قرار باشد هم از دولتی‌ها و نهادهای نظارتی بهراسند و هم از تشکل‌هایی که هویت و اعتبار آن‌ها به حیات کسب‌وکارها وابسته است، کلاهشان پس معرکه است.

خبرهایی که از اتحادیه فناوران رایانه و اتحادیه کسب‌وکارهای مجازی به گوش می‌رسد، خبرهایی از این جنس است. خبرهایی که نشان می‌دهد جهت‌گیری حرکت‌های صنفی در اقتصاد نوآوری کشور ممکن است به سمت‌وسویی برود که بعدها بنیان این تشکل‌ها را هم با خطر مواجه سازد. کسب‌وکارهایی که این روزها در سخت‌ترین شرایط اقتصادی سرپا مانده و در حال ساختن و به پیش رفتن هستند، روا نیست که از سوی بازوهای صنفی هم تحت فشار قرار بگیرند.

به نظر می‌رسد برخی از این تشکل‌ها به محلی برای تأمین منافع بعضی هلدینگ‌ها و کسب‌وکارهای مشخص تبدیل شده‌اند و این روزها که تنور انتخابات داغ شده، این تلاش‌های سوگیرانه بیشتر هم شده است. تشکل صنفی در حوزه نوآوری، بیش از هر حوزه دیگری باید انعطاف و همراهی و انطباق را در ذات خود داشته باشد. همراهی‌ای که نه به معنای کوتاه آمدن از هنجارها و پروتکل‌های بالادستی اقتصادی – اجتماعی، بلکه به معنای نگاه شبکه‌ای و توسعه‌گرا در محیط کسب‌وکار پرتنش امروز ایران است.

این لحظه که این یادداشت را می‌نویسم، همکاران من در سخت‌ترین شرایط ممکن برای تهیه کاغذ نشریه و فراهم آوردن مقدمات تولد شماره جدید کارنگ هستند، حالا بپندارید که تشکلی صرفا به این فکر باشد که کارنگ هزاران کسب‌‌وکار دیگر را که با این سختی‌ها دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، عضو خود و تحت سیطره شرایط و ضوابط بعضا ضد کسب‌وکاری خود درآورد! این شرایطی است که این روزها همه کسب‌وکارهای نوآور ایرانی با آن روبه‌رو هستند… جبر زمانه و سختی شرایط اقتصادی از یک سو، سهم‌خواهی و زیاده‌خواهی برخی تشکل‌ها و صنف‌ها از سوی دیگر. صنف‌هایی که فلسفه وجودی‌شان تسهیل همین شرایط سخت بود، اما حالا خود به تشدیدکننده شرایط و متغیرهای سخت بدل شده‌اند.

بازنگری در مفهوم صنف و راه دادن به آدم‌ها و چهره‌هایی که ورای منافع کسب‌وکاری خود و همفکرانشان، برنامه‌ و اندیشه توسعه اکوسیستم نوآوری را دارند، شاید مهم‌ترین نیاز امروز این فضا باشد. وگرنه با شعارها و سخنرانی‌ها و تزهای امیدبخش اما توخالی، این قافله خسته ره به جایی نخواهد برد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.