خروج ارز؛ از اتهام تا واقعیت

مرز داخل و خارج در بحث رمزارزها کجاست و چه کسی‌ می‌تواند «داخل» را تقویت کند

یکی از نگرانی‌های رگولاتور داخلی و بسیاری از سیاست‌مداران و سیاست‌گذاران در خصوص بازار رمزارزها خروج ارز از کشور است؛ نگرانی‌ای بجا که البته در تبیین چرایی و چگونگی آن باید دلایل و محرک‌های مختلف را واکاوی کرد.

اینکه تا چه اندازه صاحبان سرمایه‌های خرد و درشت می‌توانند یا مختارند که دارایی‌های خود را به اشکال مختلف از کشور خارج کنند، بحثی است که باید از قضا خود سیاست‌گذاران پاسخ آن را دهند و شاید مطرح‌کردن آن در اینجا راه به جایی نبرد؛ چراکه آنگاه باید از سرمایه‌هایی که صرف خرید ملک و اخذ اقامت در کشورهای همسایه و اروپا و کانادا و… می‌شود گرفته تا ارزهای صادراتی را که برنمی‌گردند، زیر ذره‌بین برد و درباره این خروج ارزی مسیرهای مختلفی از تحلیل و بررسی را در پیش گرفت.

اما وقتی صحبت از رمزارزها می‌شود، باید گفت اصولاً ماهیت و ذات مطلوب و مورد نظر طراحان این شکل از دارایی، ذخیره و نگهداری دارایی در یک ناکجاآباد بوده که در آن داخل و خارج معنای چندانی نداشته باشد. اما در عمل آنچه تا اینجا اتفاق افتاده، قدرت‌گرفتن و اعتبار پیدا کردن صرافی‌های دیجیتال بوده است. از این رو جغرافیا و رگولاتور این صرافی‌هاست که مشخص می‌کند ارزی خارج شده یا نه.

به عبارتی اگر دارایی دیجیتال کاربر ایرانی در دست بایننس و دیگر صرافی‌های بین‌المللی باشد، خروج ارز اتفاق افتاده، اما اگر صرافی‌های داخلی با تمام محدودیت‌ها و نواقص و مشکلاتی که دارند مورد اعتماد کاربران ایرانی باشند، آنگاه می‌توان گفت هنوز دارایی آنها (اگر بتوان آن را ارزی نامید البته) کماکان در درون کشور است؛ اعتمادی که یکی از پیش‌نیازهای تحقق آن پذیرش صرافی‌ها از سوی همان سیاست‌گذاران نگران خواهد بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.