رنسانس اقتصاد نوآوری یا عصر یخبندان

درباره برهم‌زدن بساط یک اجرای موسیقی در کارخانه نوآوری و پرده‌هایی که افتادند

رضا قربانی\ هفته گذشته فیلمی در شبکه‌های اجتماعی پخش شد که بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان داشت. آن‌گونه که از فیلم پیداست، فردی از حراست کارخانه نوآوری آزادی وسط اجرای موسیقی زنده به روی سن می‌آید و به نوازنده و خواننده گروه می‌گوید جمع کند.

خواننده که روی زمین نشسته از پایین به بالا به مأمور حراست نگاه می‌کند و تعجب‌زده می‌پرسد شعر که غلط نیست! اجرا هم که مجوز دارد. شاه‌بیت صحبت‌های او این است: چرا؟ و این چرایی است که پاسخ داده نمی‌شود. این تصویر به نظرم اهمیت زیادی دارد و باید در ابعاد بزرگ چاپ شود و در ورودی کارخانه نوآوری آزادی نصب شود که وقتی مدیران ارشد این کارخانه‌ و نهادهای بالاسری صبح‌به‌صبح کرکره آنجا را بالا می‌دهند، بدانند که توان یک مأمور حراست از همه آنها بیشتر است. به هیچ‌وجه نمی‌خواهم تلاش‌های عزیزان مشغول در بخش‌های حراست را زیر سؤال ببرم و معتقدم این عزیزان جزء زحمت‌کش‌ترین فعالان هستند.

به هیچ‌وجه هم نمی‌خواهم با شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان هم‌صدایی داشته باشم؛ آنها از این فرصت استفاده کرده‌اند که حرفی را که سال‌ها گفته‌اند، بار دیگر تکرار کنند. از نظر شبکه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، در ایران کسی نمی‌تواند موفق شود و اگر کسی موفق شده، حتماً ارتباطات ناصوابی با مسئولان دولتی دارد و به قولی این هم از خودشان است! حالا سؤال من این است که چرا باید بنزین بر آتش شعله‌ور چنین افرادی بریزیم که مدام تکرار می‌‌کنند در این کشور نمی‌توان سالم کار کرد!

سؤال من از کسانی است که در معاونت علمی ریاست‌جمهوری نشسته‌اند و مدام بیلان می‌دهند که چگونه اقتصاد نوآوری کشور را شکوفا کردند! حالا شاید بگوییم یک کنسرتی هم متوقف شد؛ زمین که به آسمان نرسید! منتها به قول برخی زور چند وانت و بلندگو گویا بیشتر از مجوزهای دولت مستقر است.

آیا در کارخانه نوآوری آزادی برای برگزاری یک کنسرت در آن فضای محدود مجوزی تعریف شده است؟ اساساً این گروه مجوز داشته‌اند؟ بعید است که در این مملکت در چنین فضای بسته‌ای گروهی سرخود در آمفی‌تئاتر شروع به نواختن کرده باشند. حال اگر این گروه مجوز داشته است، بر مبنای چه مجوزی ناگهان وسط اجرا کار متوقف شده است؟

معاونت علمی ریاست‌جمهوری مدعی است که در سال‌های گذشته حامی استارتاپ‌ها و دانش‌بنیان‌ها بوده است. همین‌جا از تمام زحمات این دوستان تشکر می‌کنم؛ ولی سؤال من این است که اکنون چه الزاماتی تدوین شده است؟ برای شروع، الزامات فعالیت کسب‌وکارها و استارتاپ‌ها در کارخانه چقدر شفاف و روشن است؟

اگر خدای نکرده خطایی در کارخانه رخ دهد، فرایند برخورد چگونه است؟ معتقدم اگر نتوانیم در یک جامعه کوچک به نام کارخانه نوآوری، آن فضای ایده‌آل را درست کنیم، چگونه می‌خواهیم در کل کشور تغییر رو‌به‌جلو ایجاد کنیم؟

امیدوارم این موضوع به نقطه‌ای تبدیل شود که رنسانسی در حوزه قانون و اجرای قانون باشد. نوآوری در فضای بدون قانون زنده نمی‌ماند. قانون بد باید از طریق قانون شکسته شود و همه باید در چهارچوب قانون فعالیت کنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.