شمشیر دولبه گوریلا

روشی که هم می‌تواند باعث موفقیت شود، هم شکست

چند ماه پیش بود که تابلوی تبلیغاتی «فیلیمو» را پشت پسر جوانی دیدم که از روبه‌روی پارک لاله می‌گذشت. در نگاه اول تصور کردم قرار است این تابلو را به جایی ببرد و این شیوه حمل را برای راحت کردن کارش انتخاب کرده است. اما با کمی مکث مشخص شد تابلویی که مثل یک کوله‌پشتی به پشت او چسبیده، ابزاری برای گوریلا مارکتینگ یا تبلیغات چریکی فیلیمو بوده است.

گوریلا مارکتینگ یکی از روش‌های مؤثر تبلیغاتی است که در اغلب موارد، شرکت‌های کوچک با بودجه‌های محدود از آن بهره‌ می‌گیرند. اما کم نیستند شرکت‌های بزرگی که حتی بی‌توجه به هزینه تمام‌شده تبلیغاتشان، سراغ این روش می‌روند.این شیوه تبلیغات بر خلاقیت و تحریک احساسات تکیه دارد و روش‌های خلاقانه‌ای را برای غافلگیر کردن مخاطب به ‌کار می‌گیرد. گوریلا مارکتینگ درست در زمانی که مخاطب انتظارش را ندارد، او را با برند مواجه می‌کند و پیام مورد نظر را به مخاطب می‌رساند.

مک‌دونالد یکی از سردمداران این روش تبلیغات است. شرکتی که برای جلب توجه مخاطبانش، نه‌تنها خطوط عابرپیاده را فتح می‌کند، بلکه سراغ صندلی ایستگاه اتوبوس و حتی خیابان‌ها شهر و کلیدهای برق مراکز مخاطب هم می‌رود.

مخاطبانی که با تبلیغات چریکی مواجه می‌شوند، به وجد می‌آیند و آن را به‌سادگی در ذهن می‌سپارند و کارشناسان هم معتقدند که اگر این کار به‌درستی انجام شود، چند برابر هزینه‌ای که برایش شده، برای کسب‌وکار عایدی به همراه می‌آورد. اما نباید فراموش کرد که تبلیغات چریکی می‌تواند مثل یک شمشیر دولبه عمل کند و اگر مراقب نباشیم، به همان سرعتی که یک کمپین تبلیغاتی را به موفقیت نزدیک می‎کند، می‌تواند زمینه شکستش را نیز فراهم آورد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.