صنعت چاپ و نشر؛ ابزار تحقق آرمان‌شهر

ظهور صنعت چاپ نقشی کلیدی در پیشرفت بشر داشت

یادداشتی از کمیل علی‌تقوی/ دیرزمانی است که آدمی، آرمان‌شهری دارای آرامش و آسایش ابدی را آرزو می‌کند. تحقق این آرزو، اندیشمندان و فلاسفه جهان را واداشته است تا از همان نخستین پگاه تشکیل جوامع بشری، به فکر معماری و طراحی جامعه مطلوب و آرمانی خود باشند. آنها در رؤیای تحقق این آرمان، هر یک آرمان‌شهری ذهنی و انتزاعی را طراحی کرده‌اند.

افلاطون (۳۴۷ – ۴۲۷ ق. م) از نخستین نظریه‌پردازان تئوری آرمان‌شهر است که در یونان باستان می‌زیست. نظام آرمانی افلاطون دارای مشخصات ویژه‌ای است. به اعتقاد وی، فرمانروایان می‌بایست انسان‌هایی کارآزموده بوده و از استعداد و فضیلت برخوردار باشند.

شاید بتوان گفت آرمان‌شهر زمانی به حقیقت مبدل می‌شود که توده مردم، انسان‌هایی مجرب و کارآزموده بوده و از فضیلت برخوردار باشند. بدیهی است که یکی از مهم‌ترین ابزارهای نیل به این هدف، علاوه بر پرورش اخلاقی و معنوی انسان‌ها، «صنعت چاپ و نشر» است.

ظهور صنعت چاپ با استفاده از «حروف چاپی متحرک»، یکی از ابزارهای کلیدی بود که به آغاز پیشرفت بشری در جهان کمک کرد و به دانشگاهیان فرصت داد تا دستاوردهای علمی خود را به طور گسترده و ارزان با یکدیگر به اشتراک بگذارند. در ضمن، صحنه برای انفجار ایده‌های علمی آماده شد. پس «انتشارات» به عنوان ابزاری برای تعلیم فراگیر توده مردم در راستای نیل به آرمان‌شهر عمل کرده است.

خوب است که به همین سبب به بررسی مختصر تاریخچه «صنعت چاپ و نشر» بپردازیم. در برخی منابع، اختراع حروف چوبی به منظور چاپ، در اوایل قرن ۱۴ میلادی به چینی‌ها نسبت داده شده است. برخی تاریخ‌دانان، «یوهان گوتنبرگ» آلمانی (۱۴۰۰ – ۱۴۶۸ م.) را مخترع «حروف چاپی متحرک» نمی‌دانند و مدعی هستند که «لارنس یانسون کوستر» هلندی (۱۳۷۰ – ۱۴۴۰م.) مخترع چاپ بوده است.

البته اطلاعات بسیار اندکی در مورد این مرد هلندی در دسترس است و برخلاف گوتنبرگ، هیچ اثر چاپ‌شده‌ای، نام او را زنده نگه نداشته است. البته کاملاً واضح است که گوتنبرگ ایده‌های خود را کاملاً مستقل ارائه داده است.هر چند چاپ با قالب‌های دستی به مدت چندین دهه پیش از ظهور یوهان گوتنبرگ استفاده می‌شد، اما فرایندی دشوار بود.

روش «حروف چاپی متحرک» این مخترع آلمانی، برای نخستین بار در تاریخ بشر امکان چاپ انبوه کتاب و نشریات را به صورت مقرون‌به‌صرفه فراهم کرد.

نبوغ گوتنبرگ آن بود که تک‌حروف سربی را درون قالب‌های موقتی قرار داد. پیش از او، تمام صفحه از یک متن را روی قالب‌های چوبی حکاکی می‌کردند و با استفاده از رنگ‌ها متن را کپی می‌کردند. اما در روش گوتنبرگ، حروف چیده‌شده را سطر به سطر در صفحه چوبی (گارسه) پخش می‌کردند و مجدداً در چیدن صفحات دیگر نیز از آنها استفاده می‌بردند.

این اقدام مبتکرانه «صنعت چاپ» را متحول کرد. احتمالاً سرانجام ساخت «حروف متحرک» قابل استفاده در صنعت چاپ زمانی بین سال‌های ۱۴۴۴ تا ۱۴۴۸ م. توسط گوتنبرگ تکمیل شده است. البته مسئله ساخت جوهری مناسب برای چاپ، کار ساده‌ای نبوده است، ولی تصور می‌شود که بالاخره گوتنبرگ راه حل این مشکل را در ترکیبی از روغن بذر کتان و دوده یافته است. در ضمن، مسلم است که گوتنبرگ از یکی از بستگانش در سال ۱۴۴۸ م. پولی را قرض گرفته تا «صنعت چاپ» خود را راه اندازی کند.

نهایتاً بشریت دیگر دغدغه چاپ و نشر انبوه را ندارد. اکنون رسالت «صنعت چاپ و نشر» در هر کشوری ارائه محتوای ارزشمند و به‌روز است. انتشارات خوب، دیگر تنها بر مبنای تعداد کتاب‌های چاپ‌شده سنجیده نمی‌شود. در واقع در حال حاضر، کیفیت بالای محتواست که مخاطبان را جلب می‌کند.

تحقق عینی آرمان‌شهر اکنون در دستان صنعت چاپ و نشر است تا با نشر محتوای گران‌بهای به‌روز، امکان تربیت سیاست‌مداران، دانشمندان و جامعه مجرب و کارآزموده دارای فضیلت را فراهم کند.

مسیر خروج از تاریکی خرافات به سوی نور عقل هیچ‌وقت ساده نبوده است. هنگامی که «آندریاس وزالیوس» (۱۵۱۴ – ۱۵۶۴ م.) جرئت کرد که نظرات «گالن اهل پرگامون» (۱۳۰ – ۲۰۱ م.)، حکیم و پزشک معروف رومی را در زمینه کالبدشناسی به چالش بکشد، وی را به عنوان یک دروغگو و دیوانه مورد آزار قرار دادند.

ادعای «برادران مونگولفیه»، ژوزف و اتیین (۱۷۴۰ – ۱۸۱۰ م.) درباره امکان پرواز انسان از طریق بالن مورد تردید قرار گرفت. برخلاف «جوردانو بورونو» (۱۵۴۸ – ۱۶۰۰ م.)، «نیکولا کوپرنیک» (۱۴۷۳ – ۱۵۴۳ م.) و «گالیلئو گالیله» (۱۵۶۴ – ۱۶۴۲ م.) هر دو به خاطر ارائه نظریه خورشید مرکزی منظومه شمسی در مخالفت با باورهای تعصبی پذیرفته‌شده کلیسا با اختلاف اندک از چوبه دار و سوزانده شدن در آتش گریختند.

خوشبختانه با گسترش «صنعت چاپ و نشر» چراغی پیش روی بشریت روشن شده است که درخشش آن بر زندگی بشری نور افکنده است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.