غافله‌ای که همیشه عقب می‌ماند!

نگاه رگولاتور به نوآوری

تقریباً سه سال از اولین بحث‌های حوزه تبادل رمزارزها گذشته و این موضوع را فراموش کرده‌ایم که ذات نوآوری و فناوری برهم‌زدن زمین بازی و هنجارهاست. فراموش کرده‌ایم که ما با یک انقلاب مواجهیم؛ نه صرفاً یک محصول با طول عمر کوتاه و گذرا. این پدیده درست همانند همان نت‌سی در آغاز موج ابتدایی انقلاب به واسطه نوآوری و فناوری است که خواسته یا ناخواسته خود فعل تحول است.

هنوز چالش‌های اصلی و مدل فکری روبه‌روشدن با آن در کشور در هاله‌ای از ابهام است و این بدان معناست که مفهوم رگولاتوری با ذات موضوع بلاکچین از نظر ابعاد و سطح فکری در تناقض است.

تجربه در حوزه حاکمیت‌ها در مقابل پدیده‌های نوآوری (نه صرفاً محصول) را می‌توان شکست‌خورده تلقی کرد، چنانچه نه قوه قهریه و نه برخورد قاطع در ممنوع اعلام‌کردن نتوانسته سد راه این انقلاب باشد.

البته چالش اصلی نهادهای مرتبط فعلی در نگاه پول‌شویی نیز کمی متفاوت است و این انقلاب در بطن مفهوم خود تعابیر دیگری را در پول‌شویی رقم زده و به‌نوعی می‌توان این سؤال را نیز پرسید که آیا در صورتی که رصد، ابزار رصد و البته تجربه هنجارهای مشابه را نداشته باشیم، می‌توان این موضوع را رگولاتوری کرد؟

آیا تا زمانی که نتوان موضوع distributed ledger technology را در کشور نهادینه کرد و چارچوب رسمی به آن بخشید، می‌توان به موضوع رمزارزها رسیدگی کرد؟ و البته از همه مهم‌تر؛ در صورت حل مسائل حقوقی، آیا سند بالادستی دچار تناقض نخواهد شد؟

البته با تمامی تلاش‌های مختلف در نهادهای خصوصی و دولتی و البته حجم گردشی که روزانه می‌توان شتاب رشد آن را بدون آمار و ارقام نیز احساس کرد، آیا می‌توان امیدوار بود که این موضوع در ایران به‌زودی رنگ تازه‌ای به خود بگیرد و البته بازیگران ماندگار آن نیز در سایه همین تغییرات و البته اصلاح‌ها بیش از پیش مشخص شوند که می‌بایست تنها نگرانی را این‌گونه مطرح کرد که حاکمیت یا هر نهاد دیگری می‌تواند در زمان مناسب این غافله را سامان دهد؟

و البته چالشی مهم‌تر به نام CBCD و البته نتورک آن نیز را می‌بایست جامع‌‌تر و با شتاب بیشتر حل‌و‌فصل کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.