فهرست کلیشه‌های جعلی تک‌شاخ‌ها!

در کتاب علی تاماسب مشخص می‌شود بیشتر شایعاتی که در مورد علت موفقیت استارتاپ‌های میلیارد دلاری می‌شنویم، نادرست هستند

کلیشه‌های بسیاری در مورد استارتاپ‌های میلیارد دلاری یا به‌اصطلاح «تک‌شاخ‌»ها وجود دارد. اصطلاح استارتاپ‌های تک‌شاخ معمولا برای اشاره به استارتاپ‌هایی به کار می‌رود که به‌سرعت رشد کرده‌اند و ارزششان در مدت کوتاهی به بیش از یک میلیارد دلار رسیده است. این اصطلاح را نخستین بار آیلین لی، سرمایه‌گذار حوزه استارتاپ‌ها، در سال ۲۰۱۳ به کار برد.


کلیشه‌های رایج درباره این استارتاپ‌ها بسیار زیاد است. برای مثال خیلی‌ها باور دارند که استارتاپ‌های میلیارد دلاری را دانشجویان ترک‌تحصیل‌کرده دانشگاه‌های آیوی لیگ (هشت دانشگاه مطرح آمریکا) ساخته‌اند، یا اینکه بیشتر این استارتاپ‌ها از حل یک مشکل شخصی شروع شده است. واقعیت این است که داستان تعداد انگشت‌شماری از استارتاپ‌های موفق با این کلیشه‌ها همخوانی دارد.


اخیرا علی تاماسب (Ali Tamaseb) کتابی درباره این کلیشه‌های رایج نوشته است. «بنیان‌گذاران فوق‌العاده: داده‌ها چه چیزی را درباره استارتاپ‌های میلیارد دلاری افشا می‌کنند» کتابی است که در آن تاماسب می‌کوشد با بررسی ویژگی‌های بنیانگذاران، تصویری جدید از استارتاپ‌های بزرگ به خواننده عرضه کند.

این کتاب از روش‌های داده‌محور استفاده می‌کند تا بفهمد واقعا چه چیزی استارتاپ‌های میلیارد دلاری را از بقیه متمایز می‌سازد. با خواندن این کتاب می‌فهمیم که تقریبا همه چیزهایی که درباره تک‌شاخ‌ها و بنیانگذاران آن‌ها در ذهن داشتیم، نادرست است!


نویسنده این کتاب از چهره‌های شناخته‌شده در حوزه استارتاپ‌ها و نیز از پژوهشگران مشهور این حوزه است. به همین خاطر او تجربیات دست‌اولی از مشکلات و مصائب تأسیس و اداره استارتاپ‌ها دارد. تاماسب فارغ‌التحصیل مهندسی پزشکی از کالج امپریال لندن است و مدتی را هم در استنفورد مشغول به تحصیل بوده است.

با توجه به سابقه نویسنده، یافته‌های دست‌اولی را می‌توان در کتاب یافت. او بیش از ۶۵ عامل را در هر شرکت مورد بررسی قرار داده است تا دلایل موفقیت استارتاپ‌ها را با دقت بیشتری به خواننده کتاب عرضه کند؛ عواملی مثل رقبای اولیه، زمان‌بندی رسیدن به کمک‌های سرمایه‌گذاران، سن بنیانگذاران و دانشگاهی که تحصیل کرده‌اند.

از نقاط قوت کتاب استفاده از گروه کنترل است. داشتن گروه کنترل از ضرورت‌های هر نوع روش‌شناسی علمی است. در این کتاب نیز برخی از شرکت‌ها به ‌عنوان گروه‌ کنترل انتخاب شده‌اند و داده‌های آن‌ها مورد بررسی قرار گرفته است. گروه کنترل شامل شرکت‌هایی است که در بازه زمانی مورد مطالعه نتوانسته‌اند به ارزش بالای یک میلیارد دلاری برسند.

در این کتاب استارتاپ‌ها در یک بازه زمانی ۲۳ ساله (از ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۸) بررسی شده‌اند. نویسنده کتاب بنیانگذاران فوق‌العاده، برای درک بهتر علت موفقیت استارتاپ‌ها با بنیانگذاران شرکت‌های بزرگی چون گیت‌هاب و زوم و سرمایه‌گذاران شرکت‌هایی مانند لینکدین مصاحبه کرده است.

یکی از عواملی که میزان تأثیرش بر موفقیت یک استارتاپ در این کتاب بررسی شده، تعداد بنیانگذاران استارتاپ‌هاست. سؤال این است که آیا تعداد بنیانگذاران در موفقیت شرکت‌ها و رسیدن به ارزش‌ بالای یک میلیارد دلاری مؤثر است؟ نویسنده برای پاسخ به این سؤال، تعداد زیادی از استارتاپ‌ها را با هم مقایسه کرده است.

نتیجه‌ای که او از بررسی داده‌ها بدان رسیده این است که تعداد بنیانگذاران اولیه تأثیری در بدل شدن یک استارتاپ به تک‌شاخ ندارد. در واقع هم در میان استارتاپ‌های موفق و هم در میان استارتاپ‌های شکست‌خورده، شرکت‌هایی داریم که یک یا چند بنیانگذار داشته‌اند.
بنا بر آنچه در کتاب آمده، اغلب بنیانگذاران تک‌شاخ‌ها پیش از شروع استارتاپشان در حوزه‌های مشابه فعالیتی نداشته‌اند.

به استثنای استارتاپ‌های حوزه سلامت و بیوتکنولوژی، در بقیه استارتاپ‌های میلیارد دلاری تنها ۳۰ درصد از بنیانگذاران تجربه کار در زمینه‌های مشابه را داشته‌اند. مهارت‌هایی مثل مدیریت، فروش و شبکه‌سازی از مهم‌ترین عوامل موفقیت این شرکت‌ها بوده است.
اکثر این استارتاپ‌ها وارد بازاری شده‌اند که بسیار رقابتی بوده است. برخلاف تصور عمومی رقابت خیلی هم چیز بدی نیست.

مثلا ۸۵ درصد از استارتاپ‌های تک‌شاخ وقتی که تأسیس شدند، رقیب‌های سرسختی داشتند. در واقع استارتاپ‌هایی که رقبای بزرگی دارند احتمال رسیدن به ارزش میلیون دلاری در آن‌ها زیاد است. برای مثال، استارتاپ زوم شش سال پس از تأسیس به باشگاه شرکت‌هایی با ارزش چند میلیارد دلاری رسید. این در حالی بود که زوم رقبای قدرتمندی مانند مایکروسافت را در بازار خود داشت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.