مد روشنفکرانه یا نیاز واقعی؟

هشت دلیل برای لزوم حضور زنان در سمت‌های مدیریت سازمان

آیا صحبت از اهمیت حضور زنان در مقامات بالای یک سازمان مدی روشنفکرانه است یا نیاز واقعی سازمان‌ها؟ بیایید با نتیجه مطالعات اثربخشی مدیریت زنان در ۵۰۰ شرکت برتر آمریکا شروع کنیم. مدیران عامل زن حدود ۷ درصد از این فهرست را تشکیل می‌دهند. تحقیقات نشان می‌دهد این شرکت‌ها و شرکت‌هایی که دارای زنان بیشتری در ترکیب هیئت‌مدیره خود هستند، از سازمان‌هایی که این چینش را ندارند، بهتر عمل می‌کنند.

در گزارش مک‌کنزی، داده‌های نهایی از سراسر بریتانیا تصدیق می‌کند که تنوع جنسیتی بیشتر در تیم اجرایی ارشد، ارتباط مستقیمی با ارتقای عملکرد سازمان‌ها دارد و به ازای هر ۱۰ درصد افزایش تنوع جنسیتی، درآمد ناخالص ۵/۳ درصد افزایش یافته است. از این داده‌ها، می‌توانیم کشف کنیم که رهبران زن تأثیر قابل ‌اندازه‌گیری بر درآمد سازمان دارند. دلایل آن به قرار زیر است.

رهبران زن آینده را ترسیم می‌کنند؛ زنی که در حال حاضر در نقش رهبری نیست، می‌تواند چشم‌انداز متفاوتی را برای ورود به چنین نقش برجسته‌ای ترسیم کند و دیدگاه گذشته‌نگر در شکستن بسیاری از موانع را به چالش بکشد.

زنان ایده‌های منحصربه‌فرد تحول‌آفرین وارد سازمان می‌کنند؛ نتیجه یک متاآنالیز نشان می‌دهد رهبران زن دگرگون‌کننده‌تر هستند، زیرا کمتر از مردان به اقدامات دارای پاداش احتمالی توجه می‌کنند و فعالانه در پی اجرای ایده جدید هستند.

افزایش کار تیمی؛ حضور زنان فی‌نفسه به‌خاطر تصویری که از خانواده و مادر با خود به سازمان می‌آورند، انگیزه کار تیمی را ارتقا می‌بخشد. حتی اگر موقعیت زنان در سازمان، موقعیتی جدی و با تصمیمات جسورانه باشد.

شایستگی بیشتری زنان برای رهبری؛ نظرسنجی اجتماعی و جمعیتی مرکز تحقیقات ملی Pew، ۲۲۵۰ زن را در هفت مورد از هشت ویژگی رهبری ارزیابی کرده است و زنان در بسیاری از موارد برتر یا برابر با مردان رتبه‌بندی شده‌اند.

نیمی از پاسخ‌دهندگان، زنان را صادق‌تر از مردان رتبه‌بندی کرده‌اند و ۲۰ درصد گفته‌اند مردان صادق‌تر از زنان هستند. از نظر هوش، ۳۸ درصد زنان را باهوش‌تر می‌دانند و تنها ۱۴ درصد نشان می‌دهند که مردان باهوش‌تر هستند. برای سایر موارد، زنان به دلیل دلسوز بودن و خلاق‌تر بودن رتبه‌ بالاتری کسب کرده‌اند.

افزایش ارتباطات تجاری؛ برقراری ارتباط یکی از قوی‌ترین مهارت‌های یک زن است. رهبران زن از این قدرت برای تقویت گفت‌و‌گوهای تجاری با کارفرمایان، همکاران و شرکا استفاده می‌کنند. بنابراین یک جریان ارتباطی شفاف و قابل اطمینان ایجاد می‌کنند که موجب پیشرفت سازمان می‌شود.

نتیجه مالی بهتر؛ در یک محل‌ کار متنوع‌تر، احتمال بیشتری وجود دارد که ایده‌های خلاقانه ارائه شوند. این مسئله به رشد مالی و ایجاد پایداری بیشتر در یک سازمان کمک می‌کند. حضور زنان به‌منزله تنوع در محیط کار، ترکیبی روان از هر دو جنس در سراسر سازمان ایجاد می‌کند که زمینه‌ساز افزایش بهره‌وری، خلاقیت و پیشرفت مالی بیشتر است.

الگوهای تأثیرگذار؛ به‌خصوص برای نسل جوان، نمی‌توان قدرت الگوها را نادیده گرفت. صرف‌نظر از جنسیت افراد، همه به شخصی نیاز دارند که آنها را برای پیشرفت در شغل‌شان راهنمایی کند. به طور خاص، برای مربی‌گری استعدادهای جوان، رهبران زن مربیان بهتری نسبت به مردان هستند.

نقش‌پذیری‌های متنوع زنان؛ در زندگی زنان، ایفای نقش‌های مختلف در اغلب موارد یک اتفاق رایج است. زنان همواره بین نقش‌‌های متفاوت تعادل برقرار می‌کنند و همراه با ایفای نقش زندگی شخصی و کاری، مسئولیت نگهداری والدین را نیز بر عهده می‌گیرند. این ویژگی به رهبران زن کمک می‌کند تا با موقعیت‌های جدید سازگار شوند و در یافتن راه‌حل‌هایی برای مسائل کاری واقعی متبحرتر شوند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.