پایندگی جان به خِرَد نه به تن بود

در بزرگداشت خردورزی

افضل‌الدین محمد بن ‌حسین ‌بن‌ محمد‌ مَرَقی‌ کاشانی معروف به بابا افضل، فیلسوف و حکیم بزرگ ایرانی است که در نیمه نخست قرن ششم زاده شده و حدود ۶۱۰ هجری قمری از دنیا رفته است.

او در اوایل قرن هفت همزمان با حمله چنگیز به ایران در سنین پیری بوده. بابا افضل در نوشته‌های فلسفی خود اصطلاحات نوین ساخته و نامه‌هایی در زمینه فلسفه برجا گذاشته است. شهرت وی در حوزه فلسفه است ولی رباعی‌های او نیز پرآوازه است. در سال‌های ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۷ به کوشش مجتبی مینوی و یحیی مهدوی مصنفات بابا افضل در دو جلد منتشر شد. بابا افضل در بزرگداشت خردورزی می‌گوید:

خود را به عقل خویش یکی بر گرای، خَود
تا چیستی و چندی؟ ای مرد پر خِرَد
جانی؟ تنی؟ چه گوهری از گوهران همه؟
کار تو دادن است ز هر کار، یا ستد؟
هستی تو جاودان نگران سوی دیگران
خود ننگری به خود نَفَسی، از تو کی سِزَد؟
گرچه سبد نگاه توان داشتن در آب
لیک آب را نگه نتوان داشت در سبد
تن را به جان اگرچه توان داشتن به پای
پایندگی جان به خِرَد نه به تن بود
بینش به عقل کن که وجود تو بینش است
جانم بدین سخن ز خِرَد نیست شرم زد
از عقل توست هر گذرنده بقاپذیر
پس جز ز عقل خود ز چه جویی بقای خَود؟
عقل تو کرد این که عیان است پیش تو
احوال هست گشته و کردار نیک و بد

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.