بازى و ظرافت به ندیمان بگذار

گوشه‌ای از نصایح سعدی در گلستان

گلستان برخاسته از قلم و اندیشه سعدی شیرازی است و بسیاری آن را اثرگذارترین نوشته در ادبیات فارسی می‌دانند. گلستان شامل یک دیباچه و هشت بخش در قالب نثر مسجع (آهنگین) ‌است. خود سعدی درباره گلستان می‌گوید:

«کلمه‌ای چند به طریق اختصار از نوادر و امثال و شعر و حکایات و… در این کتاب درج کردیم و برخی از عمر گرانمایه بر او خرج…
بماند سال‌ها این نظم و ترتیب
ز ما هر ذرّه خاک افتاده جایی
غرض نقشیست کز ما باز ماند
که هستی را نمی‌بینم بقایی
مگر صاحبدلی روزی به رحمت
کند در کار درویشان دعایی»

در یکی از حکایت‌های گلستان آمده است:

«سیه‌گوش را گفتند تو را ملازمت صحبت شیر به چه وجه اختیار افتاد؟ گفت: تا فضله صیدش می‌خورم و از شر دشمنان در پناه صولت او زندگانی می‌کنم. گفتندش اکنون که به ظل حمایتش درآمدی و به شکر نعمتش اعتراف کردی، چرا نزدیک‌تر نیایی تا به حلقه خاصان درآرد و از بندگان مخلصت شمارد؟ گفت: همچنان از بطش او ایمن نیستم.

اگر صد سال گبر آتش فروزد
اگر یک دم در او افتد بسوزد

افتد که ندیم حضرت سلطان را زر بیاید و باشد که سر برود. و حکما گفته‌اند از تلوّن طبع پادشاهان برحذر باید بود که وقتی به سلامی برنجند و دیگر وقت به دشنامی خلعت دهند؛ و آورده‌اند که ظرافت بسیار کردن هنر ندیمان است و عیب حکیمان.

تو بر سر قدر خویشتن باش و وقار
بازى و ظرافت به ندیمان بگذار»

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.