برقراری تعادل میان کار و زندگی

چه چالش‌هایی زنان را از پیشرفت در محیط کار دور می‌کند؟

یکی از چالش‌های قابل توجهی که زنان شاغل با آن مواجه هستند، عدم تعادل بین کار و زندگی است. البته مردان و زنان هر دو با ایجاد تعادل در زندگی کاری و شخصی خود مشکل دارند، اما زنان به دلیل وظایف سنتی که در خانه برای آنها تعریف شده، فشار بیشتری متحمل می‌شوند.

زنان همواره با انتظارات اجتماعی در رابطه با نقش‌های خانوادگی و زندگی زناشویی مواجه هستند. در یک نظرسنجی که توسط مرکز تحقیقات پیو صورت گرفت، مادران دارای فرزندان زیر ۱۸ سال سه برابر بیشتر از مردان ادعا کرده‌اند که والد بودن، پیشرفت در مسیر شغلی را برایشان دشوارتر می‌کند.

زنان همچنین بیشتر با وقفه‌های شغلی به دلیل مسائل خانوادگی و تربیت فرزندان مواجه می‌شوند، زیرا ۳۹ درصد گفته‌اند که برای مراقبت از فرزند یا یکی از اعضای خانواده مجبور به گرفتن مرخصی طولانی‌مدت شده‌اند، در حالی که این رقم در مردان ۲۴ درصد بوده است.

در حالی که به نظر می‌رسد این انتظارات مبتنی بر جنسیت در چند سال گذشته بهبود یافته است، اما همه‌گیری کرونا باعث شد زنان بیشتر با پیامدهای منفی عدم تعادل میان کار و زندگی مواجه شوند. مطالعه دیگری که توسط OECD انجام شد، نشان داده‌است که با توزیع نابرابر کارهای خانه و مراقبت از کودکان ۵/۶۱ درصد از مادران کودکان زیر ۱۲ سال، اکثراً یا کل مراقبت‌های اضافی را در طول همه‌گیری بر عهده داشته‌اند، در حالی که ۴/۲۲ درصد از پدران گزارش داده‌اند که این کار را انجام داده‌اند. در نتیجه، این عدم تعادل، فشار قابل توجهی را بر زنان شاغل وارد می‌کند که بر شغل و پیشرفت آنها در نقش‌هایشان لطمه می‌زند و به فرسودگی شدید شغلی نیز می‌انجامد.


عدم حمایت و گسترش برنامه‌های مراقبت از کودکان


با توجه به آمار درمی‌یابیم که زنان هزینه‌های سنگین از دست دادن شغل یا جایگاه را برای مراقبت از فرزندان پرداخت می‌کنند و با این روند، مشارکت زنان در فضای کسب‌وکار کاهش می‌یابد. از کاهش ساعات‌کار گرفته تا کاهش دستمزد و از دست دادن کامل شغل.

در نظرسنجی CAP محققان دریافتند که اگر برنامه‌های مراقبت از کودکان با هزینه‌ها و کیفیت و گستردگی خوب ارائه شود، زنان به دنبال نقش‌های شغلی با درآمد بالاتر، فرصت‌های ارتقا و ساعات کاری بیشتر خواهند بود. با این حال، به نظر می‌رسد که عدم حمایت دولت‌ها، به‌ویژه در حوزه سیاست‌های مرخصی با حقوق خانواده و دسترسی به برنامه‌های حمایتی، باعث از بین رفتن استعداد زنان در محیط کار می‌شود.


نگاه جنسیت‌زده درباره موفقیت زنان


این معضل از آن دست اتفاقاتی است که زیاد درباره آن سخن نمی‌گوییم. طبق بررسی روان‌شناسان، در بسیاری از موارد مردان حس خوبی از موفقیت شغلی شریک عاطفی خود ندارند؛ حسی که به اندازه شعف زنان از موفقیت همسران‌شان باشد.

آنها دلیل این اتفاق را ضربه ضمنی به عزت نفس مردان می‌دانند. زیرا «داشتن شریکی که موفقیت را تجربه می‌کند، ممکن است به عزت نفس، جاه‌طلبی و موفقیت ضمنی مردان آسیب برساند». به همین دلیل زنانی که در مسیر پیشرفت در حرفه خود و دستیابی به اهداف حرفه‌ای هستند، ممکن است با واکنش شرکای مرد مواجه شوند. این رفتار اغلب به صورت طعنه، پرخاشگری منفعلانه، دلسردی و ایجاد احساس گناه ظاهر می‌شود.

البته این تحقیق نشان می‌دهد که بسیاری از زنان توانسته‌اند در مقابله با این برخورد مسیرشان را ادامه دهند، ولی این رفتار می‌تواند پیامدهای منفی بسیاری برای زنان شاغل داشته باشد، زیرا عدم موفقیت آنها در محل کار می‌تواند نشانه رفتار سمی شریک زندگی‌شان باشد و آنها را بر سر یک دوراهی قرار دهد. این نشان می‌دهد حتی زمانی که زنان موفق به شکستن سقف شیشه‌ای می‌شوند، ممکن است پیامدهای منفی برای زندگی شخصی آنها به وجود بیاید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.