به این اکوسیستم جدید خوشامد بگوییم!

محمد قاسمی، بنیان‌گذار و مدیرعامل صرافی مزدکس در نگاهی تحلیلی راهکارهای تنظیم‌گری ارزهای دیجیتال را بررسی کرده است

امروز ما شاهد پیشروی بازاری مدرن و پویا هستیم که در مقایسه با بازارهای مالی سنتی کارآمدتر، شفاف‌تر و مقرون‌به‌صرفه‌تر رفتار می‌کند. بازار مالی سنتی که شامل یک سیستم کاغذی و مراحل فیزیکی و فردبه‌فرد است، به علت نداشتن زیرساخت‌های اتوماتیک و مؤثر، نیازمند فعالیت واسطه‌هایی مانند بازارسازان، دلالان، متولیان، مبادله‌کنندگان و… است. چنین سیستمی مانعی بر سر نوآوری در اقتصاد دیجیتال است.

دارایی‌های دیجیتال اکنون دیگر بخش اصلی اکوسیستم بازار مالی شده‌اند و فناوری بلاکچین امور مالی سنتی را متحول کرده است. ما در نقطه‌عطف این انقلاب فناوری ایستاده‌ایم، اما مانند روزهای ابتدایی شروع به کار اینترنت، رمزارزها در مرحله‌ پذیرش برای مردم قرار گرفته‌اند.

اخیراً در نوشتار منتشرشده‌ای توسط یکی از معتبرترین سازمان‌های مالی دنیا در راستای برتری مالی یکی از کشورهای توسعه‌یافته، ما شاهد پیشنهاد طراحی چارچوبی نظارتی برای رگولاتوری حوزه دارایی‌های دیجیتال و نحوه پیاده‌سازی و پذیرش آن در اجتماع هستیم.

بر اساس این مقاله از موارد مهم در رشد اقتصاد دیجیتال، توجه به توسعه دارایی‌های دیجیتال، اقتصاد کریپتو و فناوری‌های مربوط به آن است.

این حوزه یک کلاس دارایی جدید است که اقتصاد جهانی به سمت آن پیش می‌رود. کلاس دارایی که با توسعه زیرساخت‌های آن، بازار مالی دیگر نیازی به واسطه‌ها ندارد و با ایجاد شفافیت به فعالان این بازار امکان کنترل مستقیم و کارآمدتری را بر فعالیت‌های تجاری خود می‌دهد.

عدم مشروعیت قانونی و جای خالی رگولاتوری متفاوت از شیوه‌های سنتی، باعث آسیب‌پذیری کسانی که به هر شکل با این بازار در ارتباط هستند، خواهد شد و با بی‌اعتمادی باعث از دست رفتن فرصت‌های ارزشمندی می‌شود.

این نوشتار برای روش قانون‌گذاری در این حوزه، چارچوبی استاندارد را ارائه می‌دهد که با بررسی همه‌ جوانب در نهایت موجب بهره‌مندی حداکثری از اقتصاد کریپتو به نفع مردم، کسب‌وکارها و دولت می‌شود. این چارچوب اجزای زیر را دربر می‌گیرد:

  1. ستون‌های نظارتی
  2. نظارت بر دارایی‌های دیجیتال طبق یک چارچوب مجزا
  3. حمایت و توانمندسازی دارندگان دارایی‌های دیجیتال
  4. ترویج همکاری و رقابت عادلانه ستون‌های نظارتی

ستون های نظارتی

با ستون‌های نظارتی، چالش‌های بازار دارایی‌های دیجیتال برطرف می‌شوند. این ستون‌های نظارتی شامل چهار دسته هستند:
در ستون نظارتی اول، نظارت دارایی‌های دیجیتال مبتنی بر یک چارچوب مجزاست. بلاکچین و ظهور یک کلاس دارایی متمایز، تحولی بزرگ را رقم زده‌اند؛ اما نمی‌توانند در سیستم مالی موجود جایگاه واقعی خود را به دست آورند؛ چراکه این سیستم مالی سنتی بر اساس یکسری واسطه‌های بازار مالی از جمله صرافی‌ها، نمایندگی‌های انتقال پول، اتاق‌های پایاپای، متولیان و دلالان سنتی طراحی شده است؛ بنابراین ما به یک چارچوب متفاوت برای نظارت بر دارایی‌های دیجیتال نیازمندیم.

ستون دوم، اختصاص یک قانون‌گذار واحد برای بازارهای دارایی دیجیتال است. در واقع طبق این ستون به یک نهاد قانون‌گذار در کشور برای جلوگیری از یک سیستم پراکنده، پرچالش و ناسازگار با این نوآوری نیاز است؛ نهادی که بتواند مسئولیت این بازار را به عهده بگیرد. در کنار این نهاد بایستی یک سازمان خودتنظیم‌گر در نظر گرفته شود تا سیستم نظارتی را تقویت و نظارت دقیق‌تری روی این حوزه اعمال کند.

ما به تدوین قوانین جدیدی از سمت این نهاد نیاز داریم تا بتواند خدمات این بازار شامل تجارت، انتقال، نگهداری، تسویه‌حساب، پرداخت‌، سرمایه‌گذاری، وام‌دهی و اجزای جانبی این فناوری جدید را در یک پلتفرم واحد فراهم کند.

این نهاد خودتنظیم‌گر بایستی اختیار ارائه روش‌های ثبت متفاوت برای بازارهای دارایی‌های دیجیتال بسته به فعالیتی که دارند را داشته باشد. خلق چنین نهادی، می‌تواند موجب به وجود آمدن شرکت‌های مؤثری شود که روی نظارت بهتر فعالیت می‌کنند. با یک سازمان خودتنظیم‌گر می‌توان سریع‌تر قوانین این صنعت را پیاده‌سازی کرد.

برای انجام این کار نهاد خودتنظیم‌گر، ممکن است بخشی از هزینه‌های تنظیم بازار دارایی‌های دیجیتال را به شرکت‌کنندگان این صنعت انتقال دهد. در چنین چارچوبی تمام کسب‌وکارهای فعال در بازار ارزهای دیجیتال بایستی زیر نظر نهاد خودتنظیم‌گر قرار بگیرند و این نهاد با نظارت دقیق روی فعالیت آنها در صورت لزوم، جرایم و دیگر تحریم‌ها را اعمال کند.

چنین نهادی بایستی با در نظر گرفتن قوانین اجرایی، راهنمایی‌های تفسیری را به اعضایش ارائه دهد.
در نمونه مشابه در کشوری توسعه‌یافته، این شیوه نظارتی بین تنظیم‌گرهای متعددی مانند SEC ,CFTC ,OC ,CFPB و صندوق ذخیره ائتلافی صورت می‌گیرد. این فرایند نظارت دوبعدی، می‌تواند نظمی مؤثر را در سیستم به وجود بیاورد.

ستون سوم حمایت از دارندگان دارایی‌های دیجیتال است. این چارچوب می‌تواند با هدف افزایش شفافیت، حمایت در مقابل دستکاری بازار، افزایش کارآمدی و انعطاف‌پذیری بازار، از دارندگان دارایی‌های دیجیتال و افرادی که روی این کلاس دارایی سرمایه‌گذاری کرده‌اند، حمایت کند. ستون چهارم در این چارچوب ارتقای قابلیت همکاری و رقابت منصفانه است.

در چنین بازار غیرمتمرکزی کسب‌وکارهای مرتبط با دارایی‌های دیجیتال باید قابلیت همکاری با خدمات گسترده اقتصادی را داشته باشند. با چنین شرایطی، اکوسیستم رقابتی منصفانه و نوآورانه را تجربه می‌کند.

نظارت طبق یک چارچوب مجزا
دومین بخش از این شیوه پیشنهادی درباره نظارت بر دارایی‌های دیجیتال طبق یک چارچوب مجزا صحبت می‌کند. در چند سال اخیر، اغلب این حوزه بدون هیچ سازمان یا نهاد مرکزی بوده، گزارشی از نتایج مالی دارندگان دارایی‌های دیجیتال ارائه نشده و چارچوب نظارتی جامعی برای این کلاس دارایی جدید وجود نداشته و صرفاً به‌صورت مقطعی قوانینی اعمال شده است.

بدون شک برای خلق یک چارچوب نظارتی کارآمد به قانون‌گذاری نیازمندیم و به‌منظور تصویب قانون بایستی تعریفی مشروع برای دارایی دیجیتال داشته باشیم. دارایی دیجیتال در واقع یک دارایی مالی منتشر و انتقال‌یافته از طریق فناوری بلاکچین است. «دارایی مالی» شامل دارایی است که کاربردهای اولیه آن پرداخت، ابزار دادوستد، وسیله ذخیره اعتبار یا بهره مالی است.

توانمندسازی دارندگان دارایی‌های دیجیتال
بر اساس سومین بخش از این طرح، برای اعتماد بیشتر و حمایت از مشتریان، بایستی چارچوبی در نظر گرفته شود که هدف آن افزایش شفافیت، رسیدگی به تقلب، جلوگیری از دست‌کاری بازار و افزایش انعطاف‌پذیری و کارآمدی باشد. امروز ما برای نظارت بر تقلب و جلوگیری از دست‌کاری بازار سیستمی حمایتی از مشتریان دارایی‌های دیجیتال نداریم.

نهاد خود تنظیم‌گر می‌تواند با نظارت بر بازار و فراهم کردن اعتماد عمومی در بین مردم پایبندی به این ساختار را ایجاد کند. مقررات بازارهای دیجیتال بایستی کارآمدی خود را در حالی که انعطاف‌پذیری و حمایت از مشتری را ارتقا می‌دهند حفظ کنند.

ترویج همکاری و رقابت منصفانه
آخرین بخش از این چارچوب پیشنهادی، ترویج قابلیت همکاری و رقابت منصفانه است. برای توسعه مستمر این بازار، دولت نقش مهمی در نظارت ایفا می‌کند. دولت بایستی نظارت کارآمدی روی سیستم مالی و چارچوب تنظیمی دارایی دیجیتال در اکوسیستم کریپتو را داشته باشد. این حفظ و افزایش قابلیت همکاری، اجازه توسعه مستمر پروتکل‌های غیرمتمرکز را می‌دهد.

همکاری می‌تواند باعث کمتر شدن ناکارآمدی تراکنش‌ها شود و با دموکراتیک‌سازی بیشتر سیستم‌های مالی اجازه دسترسی یکپارچه به سیستم همتا‌به‌همتا را به تمام دارندگان دارایی‌های دیجیتال دهد. در این اکوسیستم با افزایش موارد استفاده از بخش‌های غیرمالی برای دسترسی به دارایی‌های دیجیتال قابلیت همکاری نیز افزایش پیدا می‌کند.

بخش‌هایی مانند معاملات املاک، حوزه سلامت و… بخش‌هایی هستند که از طریق فناوری بلاکچین تغییراتی را تجربه خواهند کرد. با این رویکرد مردم حق انتخاب بیشتری برای نحوه تعامل با دارایی دیجیتالشان را دارند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.