رهاوردهای ترس

ما از تنها بودن و تنها ماندن می‌ترسیم

ترس فقط روی تعاملات ما با دیگران اثر نمی‌گذارد و ممکن نیست که شخصی در حال تجربه کردن ترس باشد اما از آثار آن در امان بماند.

به عنوان مثال از آنجا که به عنوان یک انسان بالغ تنها ماندن با خودمان را تمرین نکرده‌ایم و از تنها بودن و تنها ماندن می‌ترسیم، همین ترس باعث می‌شود که وارد رابطه‌هایی شویم که فقط کسی کنارمان باشد و تمام ارزش‌هایمان را کنار می‌گذاریم، حاضر به تحمل هر رفتاری را می‌شویم و در بیشتر مواقع نه‌تنها نیازهای حداقلی‌مان برآورده نمی‌شود، بلکه مورد سوءاستفاده عاطفی نیز قرار می‌گیریم.

ترس ازدست‌دادن نمی‌گذارد راه‌های کهنه، دیدگاه‌های ناکارآمد و انسان‌های نادرست را رها کرده و مشتاق موقعیت‌های تازه باشیم.

ترس از ناکامل بودن نمی‌گذارد اعتمادبه‌نفس لازم برای انجام وظایف را داشته باشیم یا اگر آن‌ها را انجام دهیم، حتماً فشار روانی زیادی را بر خود و همراهان تحمیل کرده‌ایم که مبادا کسی بفهمد کامل نیستیم.

تمامی این موارد و هزاران مورد دیگر ره‌آوردهای ترس است ولی اکثراً درباره آن آگاهی نداریم. اما با این ترس چه باید کرد؟

بسیاری از رفتارهای اجتماعی‌مان هم تحت تأثیر همین ترس است؛ ترس از جاماندن در آینده، ترس از اینکه مبادا در آینده در آن جایگاهی که باید نباشیم؛ تمامی این موارد اگر در حد آینده‌نگری باشد قابل قبول است، اما زمانی‌ که از ترس کم‌شدن کالاهای مصرفی در بازار اقتصادی دست به احتکار خانگی می‌زنیم، دیگر اتفاقی ورای آینده‌نگری در حال وقوع است.

وقتی به عنوان کارمند با ترس ازدست‌دادن، درباره همکار غایب شروع به بدگویی می‌کنیم، نمی‌توانیم ادعا کنیم که این اتفاق تنها ناشی از ترس ماست.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.