منتقدان چه می‌گویند؟

ابزار توزیع ثروت یا کنترل توده‌ها

برخی منتقدان می‌گویند ایده درآمد پایه جهانی جنبه‌های مثبت و منفی خودش را دارد. آنها می‌گویند استقلال فرد وابسته به مالکیت است.

حتی درآمد در اولویت دوم قرار دارد. در همه جای دنیا فاصله طبقاتی در حال افزایش است؛ یعنی درصد مالکیت یک درصد بالای جامعه در حال افزایش است و دهک‌های پایین‌تر روزبه‌روز مالکیت کمتری دارند و قدرت‌شان روبه‌کاهش است. این وضعیت موجب فشار روزافزون به ۱۰ درصد پایین جامعه می‌شود و همین ممکن است به امکان شورش و انقلاب دامن بزند.

منتقدان می‌گویند ایده درآمد پایه جهانی نیز آن است که اگرچه ما نمی‌توانیم مالکیت را توزیع کنیم، اما امکان توزیع درآمد را داریم و این بهتر از هیچ‌چیز است. ایده افزایش قیمت بنزین و توزیع بخشی از آن میان دهک‌های پایین جامعه بهتر از هیچ‌چیز است؛ اما اینکه برابری به گونه‌ای در جامعه به وجود آید که این دهک‌ها مالکیت بیشتری داشته باشند، گزینه بهتری است.

منتقدان بدبینانه می‌گویند در دوره‌ای دولت‌ها از ترس از کنترل خارج‌شدن و شورش‌های اجتماعی بخشی از ثروت را به شکل یارانه میان مردم تقسیم می‌کردند و حالا شرکت‌های بزرگ (حتی سیستم‌های غیرمتمرکز که بخش اعظم توکن‌های آنها در اختیار افراد یا شرکت‌های خاصی ممکن است باشد) به این نتیجه رسیده‌اند چون سیستم مالکیت جهانی تغییر انقلابی نخواهد کرد، دست‌کم توزیع بخشی از ثروت در قالب درآمد پایه جهانی جلوی شورش‌ها و انقلاب‌ها را می‌گیرد!

البته نگاه خوش‌بینانه همچنان رویکردی قوی‌تر نسبت به این مفهوم دارد و می‌گوید وقتی به‌دلیل تمرکززدایی و اتوماسیون زیاد، ثروت از دست شرکت‌ها و نهادهای متمرکز خارج شود، هم افراد کمتر کار خواهند کرد و هم ثروت تولیدشده را با کمک مفهوم UBI می‌توان عادلانه‌تر توزیع کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.