نه داناتر آن کس که والاترست

خردورزی در اشعار ابوشکور بلخی

زمان مطالعه: < 1 دقیقه

ابوشکور بلخی یکی از سخنوران پرآوازه سده چهارم هجری است که هم‌زمان با نوح ‌بن نصر بن ‌احمد از امیران سامانی زندگی کرده و از سال 331 تا 343 هجری قمری در دربار وی حاضر بوده. ابوشکور شاعری چیره‌دست و صاحب اشعاری دلنشین و پرشمار بوده، اما شوربختانه همه سروده‌های وی از بین رفته و تنها 429 بیت از آن در دسترس است. بازگویی اشعار وی در آثار شعرای بزرگی که پس از او می‌زیستند، نشان از فراوانی اشعار و وسعت دامنه اثرگذاری اوست. شاعرا سده‌های پس از ابوشکور وی را هم‌سنگ با شهید بلخی و رودکی ستوده‌اند تا آنجا که منوچهری می‌گوید:
از حکیمان خراسان کو شهید و رودکی
بوشکور بلخی و بوالفتح بُستی هکذی
بزرگ‌ترین اثر ابوشکور «آفرین‌نامه» بوده و آن را یکی از نخستین منظومه‌های فارسی می‌دانند که ابوشکور بلخی از سال 333 تا 336 هجری قمری سروده و محتوای پندآموزش مورد اقبال اهل اندیشه قرار گرفته است. در بخشی از این ابیات درباره خرد و خردورزی می‌گوید:
خردمند داند که پاکی و شرم
درستی و رادی و گفتار نرم
بود خوی پاکان و خوی ملَک
چه اندر زمین و چه اندر فَلَک
خردمند گوید خرد پادشاست
که بر خاص و بر عام فرمانرواست
خرد چون ندانی بیاموزدت
چو پژمرده گردی برافروزدت
خرد بهتر از چشم و بینایی است
نه بینایی افزون ز دانایی است
خرد باد همواره سالار تو
مباد از جهان جز خرد یار تو
جهان را به دانش توان یافتن
به دانش توان رِشتن و تافتن
بِدان کوش تا زود دانا شوی
چو دانا شوی زود والا شوی
نه داناتر آن کس که والاترست
که والاتر آن کس که داناترست

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.