چرخش از وی‌سی به وجوه اداره‌شده!

چرا روزهای شیرین ابتدای دهه نود برای تیم‌های نوآور نیازمند سرمایه، تمام شد؟

نوآوری بدون تأمین مالی، بدون سرمایه خطرپذیر و سرمایه‌گذاری که ادبیات اقتصاد نوآوری را بلد باشد، مسیر دشواری را برای توسعه پیش رو خواهد داشت. اما روی دیگر این دشواری آنجاست که سرمایه‌گذارها می‌خواهند بدانند در برابر سرمایه‌ای که با ریسک بالا وارد اقتصاد نوآوری می‌کنند، چه به دست می‌آورند.

دلگرم بودن به بازگشت سرمایه حتی از نوع خطرپذیر و ریسک‌پذیرش است که اکوسیستم‌های نوآور را میزبان سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی می‌کند که صبوری و ریسک‌پذیری لازم و البته پشتوانه‌های کافی برای حضور در این فضا را دارند.

به همین دلیل است که سالانه میلیاردها دلار در دنیا روی تیم‌ها و ایده‌های نوآورانه به‌ویژه در اقتصاد دیجیتال سرمایه‌گذاری می‌شود. در ایران هم و از نیمه دوم دهه 80 شمسی، ادبیات این دست سرمایه‌گذاری‌ها کم‌کم شکل گرفت و در ابتدای دهه 90 کم‌کم سروکله وی‌سی‌ها در ادبیات اقتصادی کشور پیدا شد.

شرکت‌ها و هلدینگ‌هایی که اکثرا با مشارکت سرمایه‌گذارهای متنوع شکل گرفته بودند و بیشتر از هر حوزه‌ای به دنبال تیم‌های استارتاپی و کسب‌وکارها آنلاین می‌گشتند تا بخشی از اقتصاد دیجیتال آینده را از آن خود کنند.اما حالا در ابتدای سده جدید و ده سال بعد از اولین تجربه‌های این شکل از سرمایه‌گذاری، شاهد یک پوست‌اندازی کامل در تأمین مالی نوآوری هستیم.

جذابیت‌ها و هیجان‌های اولیه استارتاپ‌ها و آنلاین‌ها، هم به دلیل منطقی‌تر شدن این فضا و هم برخی تجربه‌های ناکام و شکست‌های پرهزینه در حال فروکش کردن است و از سوی دیگر حوزه‌های دیگر نوآوری از جمله در تولید و صنعت، برای سرمایه‌گذارهایی که خود به طریقی نسبتی با صنایع یا تجارت‌های بزرگ دارند به گزینه‌هایی قابل‌توجه تبدیل شده‌اند.

اگرچه در دو سال گذشته و با به پستو رفتن وی‌سی‌های شناخته‌شده، سازمان‌های دولتی چون سازمان فناوری اطلاعات و صندوق نوآوری و شکوفایی با وام‌هایی از محل وجوه اداره‌شده یا تسهیلات تعریف‌شده در اساسنامه‌شان برای شرکت‌های دانش‌بنیان‌، در قامت تأمین‌کننده مالی نوآوری ظاهر شده‌اند، اما تجربه‌ ناکام ورود دولتی‌ها در این سال‌ها به بخش‌های مختلف اقتصاد خوش‌بینی‌ها را در خصوص نتایج این پول‌ها کمرنگ کرده است.

اما به نظر می‌رسد سرمایه‌گذارهای تازه در قامت شرکت‌ها و هلدینگ‌های بزرگ صنعتی و تولیدی همچون گلرنگ، ماموت، گلستان، کاله و دیگران در راه پیوستن به اقتصاد نوآوری هستند. میدانی که در آن دولتی‌ها بیش از ورود مستقیم در امر تأمین مالی باید از ارزش‌ها و انگیزه‌ها و مبانی آن حمایت کنند.

درست همان‌گونه که آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، همین هفته گذشته در اظهارنظری قابل‌تأمل در مخالفت با عمومی شدن فرمول انحصاری تولید واکسن کرونا گفت اگر مالکیت معنوی (شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران) را به رسمیت نشناسیم، دیگر کسی برای روی آوردن به نوآوری تشویق نخواهد شد. و این بهترین نقش دولت برای حضور در یک اکوسیستم نوآوری است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.