چند برداشت از دوران سیاه کریپتو

رؤیای تحقق‌نیافته، مفهوم ارزش و اهمیت دانش

چند ماه گذشته تجربه دردناک سقوط بازار رمزارزها چند درس مهم برای ما داشت. با اینکه طی یکی، دو هفته گذشته عددها کمی امیدوارکننده بودند، هنوز هم قیمت‌ها به دوران اوج خود نرسیده‌اند و اشتیاقی که در آن دوران به جان طرفداران کریپتو افتاده بود، فروکش کرده است. از بین رفتن سرمایه مردمی که با امید پولدار شدن به این بازار روی آورده بودند، اوضاع نامناسب صرافی‌های رمزارز دنیا و تعدیل نیروها به ما چیزهایی یاد داد که در این یادداشت مروری بر این درس‌ها دارم.


در ماه‌های گذشته تحلیلگران افزایش نرخ بهره و تورم در آمریکا را یکی از عوامل ریزش ارزش کریپتوها اعلام می‌کردند. سؤال اینجاست که چه اتفاقی افتاده است؟ مگر قرار نبود کریپتوها مستقل از ارزهای فیات باشند؟ مگر بیت‌کوین در پاسخ به ناکارآمدی بانک‌های مرکزی و تصمیمات آنها ساخته نشده بود؟ مگر بیت‌کوین وعده رهایی از تورم را نداده بود؟ پس چه شد که این پول‌های جدید هم نتوانستند تحت تأثیر تصمیم دولت‌ها قرار نگیرند؟ به نظر می‌رسد کریپتوها هنوز فاصله زیادی با وعده رهایی از بانک‌های مرکزی و سیستم‌های متمرکز دارند. هنوز باید سال‌ها صبر کنیم تا این رؤیا محقق شود.


ریزش ارزش کریپتوها با سرعتی که در هیچ کلاس دارایی دیگری نمی‌توانیم متصور باشیم، بار دیگر مفهوم «ارزش» را به ما یادآوری کرد. همه ما توانایی درک ارزش یک ساختمان و زمین را داریم. برخی دیگر از ما، ارزش سهام شرکت‌ها را به شرط اینکه دارایی ملموس داشته باشند، درک می‌کنیم.

در ذهن ما ارزش یک دارایی به معنای کاری است که آن دارایی می‌تواند انجام دهد. ارزش یک ساختمان را بر اساس درآمدی که از اجاره‌دادن آن می‌توانیم به دست آوریم، یا بر اساس میزان احتمال افزایش قیمت آن می‌سنجیم. مفهوم ارزش در کریپتو، چیزی که غیر قابل لمس است، چطور سنجیده می‌شود؟

شاید کریپتوها را با طلا مقایسه کنیم؛ فلزی کمیاب که نمی‌توان از ماده‌ای دیگر آن را ساخت؛ چقدر شبیه بیت‌کوین! اما نکته اینجاست که طلا صدها سال است که به چنین جایگاهی رسیده و صدها سال طول کشید تا این جایگاه را به دست آورد. از دست رفتن این جایگاه یعنی تغییر ذهنیت میلیاردها انسانی که به ارزش طلا باور دارند و باور به ارزش بیت‌کوین و سایر کریپتوها یعنی تغییر ذهنیت این تعداد انسان.


بی‌شک در دوران سیاه کریپتو بسیاری به خاک سیاه نشستند؛ آنهایی که بدون دانش و آموزش لازم عجولانه وارد این بازار شدند. با این حال کسانی بودند که نه‌تنها چیزی نباختند، بلکه به اندازه کافی برداشت کردند؛ کسانی که به جای تمرکز بر یک‌شبه پولدار شدن بر یاد گرفتن از پدیده‌های جدید پولی متمرکز شدند، کسانی که مجذوب داستان‌های موفقیت این بازار نشدند و دریافتند که آنچه بیش از همه اهمیت دارد، دانش نهفته در پشت پدیده‌های جدید پولی است، کسانی که به انقلابی که فناوری‌های پشت کریپتو رقم زده و خواهد زد، پی بردند و تمرکز خود را برای یادگیری، به کار گرفتن و سرمایه‌گذاری بر دانشی گذاشتند که تحول‌ساز آینده کسب‌وکارها و دنیا خواهد بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.