کاغذ هرگز منقرض نخواهد شد

پای صحبت‌های محمد طلوعی، روزنامه‌نگاری که کسب‌وکار «دکه» را راه‌اندازی کرده است

«دکه» فروشگاه آنلاین محصولات فرهنگی است. فروشگاهی که می‌توانید در آن کتاب و مجله و موسیقی سفارش بدهید و در خانه تحویل بگیرید، اما از آن فروشگاه‌ها نیست که همه چیز در آن پیدا بشود. بیشتر شبیه تک‌فروشی‌های خیابان جمهوری است؛ جایی که جنس‌هایش را تک‌سایز و پروازی آورده و برای خریدن یک پیراهن اندازه باید هر روز به آن سر بزنید.

دکه فروشگاهی است که قبل از شما همه چیز را انتخاب کرده است. از هر نشری تعدادی کتاب و از هر تولیدکننده فرهنگی بهترین‌هایش را آورده است. جایی است که قرار است هر چیزی می‌آورد، قبلش خودش آن را پوشیده باشد. با محمد طلوعی، بنیان‌گذار این کسب‌و‌کار، گفت‌و‌گویی ترتیب دادیم تا ببینیم او و دوستانش در دکه چه می‌کنند و در این زمانه که «خواندن» دغدغه بسیاری از مردم جامعه ما نیست، چگونه روزگار می‌گذرانند.

کمی از دکه بگویید. ایده راه‌اندازی این کسب‌و‌کار از کجا شکل گرفت؟

از یک چالش. چالشی که هم ناشران مجلات با آن مواجه بودند و هم مخاطبان. سال‌هاست که بزرگ‌ترین مشکل خوانندگان مطبوعات و همچنین تولیدکنندگان این محصولات، سطح دسترسی است. مشکلی که در شهرستان‌های کوچک و روستاها جدی‌تر هم می‌شود.

از گذشته‌های دور کیوسک‌های مطبوعاتی، مهم‌ترین نقطه دسترسی مردم به مطبوعات بوده‌اند و جز نشریاتی محدود که در برخی کتابفروشی‌ها هم توزیع می‌شوند، محل توزیع و فروش بقیه نشریات چاپی فقط کیوسک‌های روزنامه‌فروشی بوده است. این در حالی است که توزیع و جانمایی کیوسک‌های مطبوعات مشکلات بسیاری دارد؛ تعداد کیوسک‌ها در بیشتر شهرستان‌ها بسیار کم و ناکافی است و در بعضی روستاها تقریبا هیچ دکه مطبوعاتی وجود ندارد. به همین ترتیب تعداد کتابفروشی‌ها و فروشگاه‌های عرضه محصولات فرهنگی هم در این مناطق کمتر از پایتخت و مراکز استان‌ها و گاهی نزدیک به صفر است.

از طرف دیگر کیوسک‌ها در عمل بیشترین کارایی‌شان فروش سیگار و تنقلات است و اگر فشار شهرداری برای حفظ کاربری مطبوعاتی نباشد، کیوسک‌داران حتی از پذیرش و فروش نشریات ممانعت می‌کنند. فضای جلو کیوسک‌ها در بسیاری موارد به محلی برای خرید و روشن کردن سیگار تبدیل می‌شود. به همین دلیل در خیلی از مناطق حتی اگر کیوسک وجود داشته باشد، از نظر فرهنگی برای خیلی‌ها جای مناسبی برای توقف و بررسی مطبوعات به شمار نمی‌رود.

همه این عوامل کیوسک‌های مطبوعاتی را به مراکزی ناکارآمد برای فروش نشریات تبدیل کرده و نتیجه آن کاهش چشمگیر سطح دسترسی مخاطبان – به‌خصوص در شهرستان‌های کوچک و روستاها – به نشریات مورد نیازشان است. سیستم اشتراک برای بسیاری از مطبوعات راه‌حلی برای مرتفع کردن این مشکل بوده است تا هر کسی در هر جای ایران بتواند به مجلات دسترسی داشته باشد، ولی این راه‌حل از یک طرف برای ناشر دردسر ثبت اطلاعات، بسته‌بندی و ارسال را به دنبال دارد که هزینه جانبی ایجاد می‌کند و از طرف دیگر برای مخاطب روش ایده‌آلی نیست، چون مشتری الزاما دوست ندارد همه شماره‌های یک نشریه را تهیه کند و ترجیح می‌دهد در هر زمان نشریات مختلف را بررسی و نزدیک‌ترین آن‌ها به نیاز و علاقه‌اش را بخرد.

من معتقدم هنوز هم از نظر هزینه خرید مجله و محصولات فرهنگی می‌تواند تفریح ارزانی محسوب ‌شود و اگر کتاب و مجله جای ثابتی در سبد خرید مردم ندارد، دلیلش نبود قدرت خرید نیست، بلکه عدم دسترسی است که باعث می‌شود نشریات جای خود را در زندگی بسیاری از اقشار مردم از دست بدهد.

بسیاری معتقدند  نشریات کاغذی در دنیای امروز و مخصوصا در ایران دیگر هواداری ندارد. این در حالی است که بستر اصلی فعالیت شما در دکه، فروش مجلات است. نظر شما در این زمینه چیست؟ دکه توانسته از حیث اقتصادی ناقض این فرضیه باشد؟

من فکر می‌کنم کاغذ هرگز منقرض نخواهد شد. درست است که رسانه‌های دیجیتال در سال‌های اخیر رشد زیادی داشته‌اند ولی نشریات کاغذی هنوز جایگاه خودشان را دارند. در سطح جهانی هم نشریات معروف با اینکه در این سال‌ها سایت یا اپلیکیشن راه‌اندازی کرده‌اند، ولی نسخه کاغذی‌شان جمع نشده است.

تجربه خود ما در تولید مجلات سان و ناداستان و همچنین تجربه فروش خیلی مجلات دیگر در دکه نشان می‌دهد طرفداران واقعی مطبوعات به ورق زدن نشریات کاغذی و آرشیو کردن آن‌ها علاقه دارند. با اینکه الان بیشتر مجلات نسخه الکترونیک هم دارند، ولی در بسیاری موارد فروش نسخه کاغذی بیشتر از نسخه دیجیتال است یا حتی گاهی با مواردی مواجه می‌شویم که مخاطب با وجود مطالعه نسخه الکترونیک، نسخه کاغذی را هم برای آرشیو تهیه می‌کند.

در حال حاضر پرفروش‌ترین آثار دکه کدام‌ها هستند؟ وضعیت فروش کتاب‌ها بهتر است یا مجلات؟

در حال حاضر پرفروش‌ترین محصول ما مجله ناداستان است و در مقام مقایسه در بخش مجلات فروش بیشتری نسبت به بخش کتاب داریم.

در دوران همه‌گیری کرونا خیلی از کسب‌وکارها دستخوش تغییر شدند و مشاغل زیادی هم تعطیل شد. تأثیر شیوع کرونا بر دکه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نمی‌دانم اسمش را باید بدشانسی بگذاریم یا خوش‌شانسی، ولی شروع به کار رسمی سایت دکه مصادف شد با آغاز همه‌گیری کرونا. نمی‌توانم با اطمینان بگویم ولی شاید دوران قرنطینه و خانه‌نشینی مردم از یک طرف و بسته بودن کتابفروشی‌ها از طرف دیگر باعث شد دکه با سرعت بیشتری شناخته شود و جایگاه خودش را پیدا کند. فکر می‌کنم کرونا به‌ طور کلی عادت‌های خرید مردم را تغییر داده است؛ یعنی گرایش به خرید آنلاین نسبت به گذشته بیشتر شده است.

برنامه دکه برای توسعه فعالیت در ادامه راه چیست؟ آیا به عرضه کتاب و مجلات بسنده می‌کند یا ایده‌های تازه‌ای در راه است؟

همین حالا هم علاوه بر کتاب و مجلات، موسیقی یا انواع دفتر هم در دکه ارائه می‌شود ولی به ‌هر حال فراتر از محصولات فرهنگی نخواهیم رفت. ما از همان ابتدا بر دو مزیت رقابتی تمرکز کرده‌ایم و در ادامه هم سعی می‌کنیم همان‌ها را تقویت کنیم؛ اول اینکه ما سلیقه‌فروشی ادبیات هستیم و قرار نیست هر کتاب یا مجله‌ای را در دکه بفروشیم.

همه آثار قبل از ارائه در سایت بررسی و ارزیابی کیفی می‌شوند و مخاطب ما خیالش راحت است که از دکه فقط کتاب و مجله خوب می‌خرد. شعار تبلیغاتی‌مان هم همین است. دوم اینکه با وجود افزایش هزینه‌های پست تلاش ما این است که از مخاطب هزینه‌ای بابت ارسال دریافت نکنیم و ارسال‌ به سراسر ایران رایگان باشد. 

فکر می‌کنید دکه در آینده در زمینه تولید کتاب یا مجله نیز فعال خواهید شد؟ اساسا مقوله تولید محصولات فرهنگی را چقدر از حیث اقتصادی سودده می‌دانید؟

برنامه خاصی برای اینکه دکه، کتاب یا مجله اختصاصی تولید کند نداریم، ولی با توجه به تجربه‌ای که در ارتباط با فروش مجلات مختلف کسب می‌کنیم، می‌توانیم به سایر نشریات مشاوره بهبود محتوا بدهیم. در مورد سوددهی محصولات فرهنگی هم نمی‌شود نظر قطعی داد، چون به فاکتورهای زیادی بستگی دارد، ولی بدون شک کیفیت حرف اول را می‌زند. محصول فرهنگی باکیفیت همیشه و در هر دورانی می‌تواند راه خودش را پیدا کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.