ضرورت شفقت با خودمان و دیگران

زمان مطالعه: 2 دقیقه

کافی است در جمعی دوستانه یا خانوادگی یکی از ویژگی‌های ناخوشایند ما مورد انتقاد قرار گیرد، اگر در آن جمع چیزی برای دفاع یا تبرئه خودمان نگوییم، حتما از درون‌ خودمان را برای داشتن آن ویژگی ناجور سرزنش می‌کنیم یا دست‌کم نسبت به شخص منتقد احساساتی مانند خشم و نفرت را تجربه می‌کنیم. تمام این دگرگونی‌ها به این دلیل است که حاضر نیستیم خود را مالک ویژگی‌های دوست‌نداشتنی بدانیم و می‌خواهیم از هر راهی تکه ناجور را مخفی کرده یا از بیخ و بُن برکنیم.

اگر بتوانیم عضوی از بدنمان را بریده و دور بیندازیم، شاید درباره ویژگی‌های روانی هم بتوانیم چنین کنیم، پس چاره چیست؟ هیچ راهی بهتر از «شفقت» ما را به مقصود نمی‌رساند؛ مسیری که از دوست داشتن خود با تمام ویژگی‌ها (چه تاریک و چه روشن) آغاز می‌شود؛ مسیری که راه‌اندازش عشق است، عشق به بهتر شدن و در صلح بودن با خود و در نهایت با دیگری. مسیری که شاید در ابتدا با ترس از روبه‌رو شدن با خود حقیقی‌مان آغاز شود اما مقصد آن جایی است که ذره‌ذره وجودمان را با جان و دل می‌پذیریم و به بهبودشان متعهد می‌شویم. دست از جنگیدن، پنهان کردن و انکار تمام تکه‌های ناجور وجودم بر می‌داریم. شفقت سفری از خویشتن به خویشتن است، از پیمودن و مهر ورزیدن به تکه‌های (جور و ناجور) وجود تا رسیدن و در صلح بودن با کل انسانی‌مان. وقت آن رسیده که بیش از پیش با خود به عنوان موجودی ناقص اما دوست‌داشتنی مهربان باشیم. این مهربانی متفاوت از خودخواهی و خودپسندی است. فرد مغرور به کاستی در ساحت روان خود باور ندارد و خودش را از منظر وجود انسانی با بقیه برابر نمی‌بیند، اما شفقت یعنی من با تو در ذات انسانی برابرم. هر دوی ما کامل نیستیم اما دوست‌داشتنی هستیم. شفقت ورزیدن به خودمان و دیگری فرصت متعهد ماندنمان به بهتر شدن را فراهم می‌کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.